...

شب از هجــــــوم خیالت نمی برد خوابـــــم ....

/ 4 نظر / 17 بازدید
سینا

چه خیالییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پرتقال خوني

جنون بي تو نشستن ميان حجره خالي هجوم سرد زمستان به لحظه هاي خيالي به سرسراي من آيد ، تمام ماتم دنيا اگر جدا شوي از من، روي ز خوابم و رويا

پرتقال خوني

يک نفر خواب تو را تا به سحر مي بيند همه شب گل ز لب خاطره ات مي چيند يک نفر هر دم از آن پنجره ها مي گويد با خيال گل تو پنجره را مي بويد يک نفر شانه به موهاي زمان مي سايد تا زدايد هيجان و نگراني ، شايد