...

محتاج در ک شدن نیستم ،

 

فقط دردم میاید خر فرض شوم !

/ 11 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mostafa

سلاااااام مریم خانوووم[لبخند] بزار ببینم آفتاب از کدوم طرف درومده که اینطرفا اومدی[پلک] قالب قبلیت ر کنم زمینه مشکی بود با عکس یه دختر..درسته؟ شاد کدش قدیمیه و باید آپدیت شه..اخه وبلاگا هر چند ماه یبار از طرف شرکت سازنده خود بخود آپدیت میشه.. کد قالبت رو اگه داری بده من امتحان کنم ببینم چی میشه..

مجید

خدای من حکمت قدمهایی را که برایم بر میداری آشکار کن تا درهایی که برویم میگشایی ندانسته نبندم.... ودر هایی که به رویم میبندی به اصرار نگشایم

دوست بوديم

وقتي که وفا ميکني و يک رنگي تا دور شوي از غم هر دلتنگي درد است به پاي تو زند دنيا سنگ سنگي که کند پاي صداقت را لنگ محتاج دعا و درک دنيا کي شد؟ آن را که به کردار نکو ره طي شد؟

مهدی

[ناراحت]

مرضيه

به درك آنكه تورادرك نكرد به جهنم برود توشنيدي آنكه گويد :قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهري مطمئن باش كه تو تك گوهر و يكه زري خر همان است كه تورادرك نكرد

mostafa

سلام.خوبی.خوش میگذره؟[لبخند] چرا انقد دیر میای اینجا؟ پستاتم دیر به دیر بروز میکنی.. اتفاقی افتاده؟[نگران]

دوست بوديم

سخت است به گوش خر و استر خواندن از دل عاشق و از گريه ي شب که جز از جفتک و از شيهه ندارد خبري خر بيچاره چه داند ز پريشاني و تب

پرتقال خوني

يادش بخير ....... [گل]

پرتقال خوني

درنبودنها پي در پي ميتوان بود در خيال در خواب در شعر در شور در مهر در مرداد در سکوت درفرياد اما وقتي هستي هيچ جا نميتوان بود، جز در درياي طوفاني عشقت