...

وقتی با منی معجزه ای به نام  " آرامـــــش " در من رخ می دهد ..!

/ 3 نظر / 17 بازدید

چقدر دوســــــــت دارم با خیال راحــــــت … یک نفس عمــــــــیق بکشــــــــم … نفســـــــی که پـــــــر باشد … از بــــــــوی آرامش وجــــــود تـــو …

پرتقال خوني

سنگت را که به سينه ميزنم انگار عصاي موسي به نيل خورده است سينه ام ميشکافد و رازهايش برملا ميشود و معجزه تو به وقوع ميپيوندد

پرتقال خوني

آرامشم را اگر ميخواهي آرام شو اي درياي طوفاني عشق